الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

419

الغدير ( فارسى )

اى محمّد ، از طرف خداوند ما را امر كردى كه به يكتايى خدا و رسالت تو شهادت دهيم ، قبول كرديم ؛ ما را به پنج نماز امر كردى ، پذيرفتيم ؛ ما را به دادن زكات امر كردى ، اطاعت كرديم ؛ به ما امر كردى كه يك ماه روزه بداريم ، قبول كرديم ؛ ما را به حج امر كردى ، پذيرا شديم ، آنگاه به اين امور اكتفا نكردى تا اينكه بازوى پسر عمّت را گرفتى و بلند كردى و او را بر ما برترى دادى و گفتى : من كنت مولاه ، فعلىّ مولاه ، آيا اين امر از جانب تست يا از طرف خداوند است ؟ رسول خدا فرمود : قسم به آن خداوندى كه معبودى جز او نيست ، اين امر از طرف خداوند است . حارث بن نعمان پس از شنيدن سخن پيغمبر به طرف مركب خود روان شد ، در حالى كه مىگفت : بارخدايا اگر آنچه محمّد مىگويد ، راست و حق است ، بر ما سنگى از آسمان ببار يا عذابى دردناك بر ما نازل كن . هنوز به مركب خود نرسيده بود كه سنگى از فراز بر سر او آمد كه از پشت او خارج شد و او را كشت و خداوند اين آيه را نازل فرمود : سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . « 1 » 4 - حاكم ابو القاسم حسكانى در كتاب دعاة الهداة الى أداء حق الموالاة روايت كرده گويد : بر ابو بكر محمّد بن محمّد صيدلانى حديث قرائت كردم و بدان اقرار نمود و گفتم : حديث كرد شما را ابو محمّد عبد اللّه بن احمد بن جعفر شيبانى ، از عبد الرحمن بن حسين اسدى ، از ابراهيم بن حسين كسائى ، معروف به ابن ديزيل ، از فضل بن دكين ، از سفيان بن سعيد ثورى ، از منصور « 2 » ، از ربعى ، از حذيفة بن يمان كه گفت : رسول خدا دربارهء على فرمود : من كنت مولاه ، فهذا علىّ مولاه . نعمان بن منذر ( حارث ) فهرى گفت : اين چيزى است كه از خود ميگويى يا پروردگارت به آن امر كرده است ؟ رسول خدا فرمود : از پيش خود نمىگويم ، بلكه پروردگارم امر فرموده است . نامبرده گفت : بار پروردگارا بر ما

--> ( 1 ) . معارج 70 / 1 . ( 2 ) . منصور بن معتمر بن ربيعهء كوفى ( م 132 ) از ربعى بن حراش روايت مىكند . مورد وثوق بودنش اجماعى است و ذهبى در تذكرة الحفاظ : 1 / 127 از او ياد كرده و او را با كلمات امام ، حافظ و حجت ستوده است و ربعى بن حراش ، ابو مريم كوفى ( م 100 يا 101 يا 104 ) از رجال صحيح مسلم و صحيح بخارى است و ذهبى در تذكرة الحفّاظ : 1 / 60 گويد : ثقه و مورد اعتماد بودن او و پيشوايىاش و استدلال به روايت او مورد اتفاق است .